تربچه مامان

روزای بی تو بودن

خدایا کمکم کن

 

 

خدایا کمکم کن

+ بازدید : 434
+ نوشته شده در يکشنبه 27 مرداد 1392ساعت 15:44 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

آخرین نوشته برای نینی+غمگین

سلام عزیز دل مامان

خوبی جیگرم

مامانی انگار بازم نا امید شدم از اومدنت

مامانی این آخرین باریه که با گریه میخوام برات بنویسم

دیروز تولد مامانی

مادرجونت 21 سال پیش تو یه شب برفی زیاد بدنیا آوردم

نینی قشنگم مامانی 21 سال پیش بدون بابایی متولد شد

ولی قشنگترین حس زندگیم تو با اذن خدای مهربونم با سایه

بابا مهدی و مامان تربچه بئنیا میای بزرگ میشی

مامانی میدونی انگار خدا تصمیم گرفته بابامهدی و مامان تربچه رو شاد کنه

انگار خدا میخواد کادوی تولد بهم بده

یعنی خداجون میشه منم پاره تنو بحق این ماه در اغوش بگیرم تا سال بعد محرم

الهی قربون دستو و پاهای کوچیکت برم مامانی

امام حسین من امروز به یه چیزی پی بردم

اسم وبلاگمulduz1992یعنی ستاره 1992

و نینی عزیزمون میشه ستاره 1392

چقد جالبه حتما حکمتی داره که اینجور شده ولی این آخرین باریه که انقد غمگین مینویسیم

تا بیای دیگه ازت نمینویسم بابا مهدی خیلی دلش میخواد تو رو زود ببینه از پیش خدا دل بکن

خدایا تو رو قسم میدم به عزت و احترام به بزرگیت دل منو هم شاد کن قبل به پایان رسیدم محرم

مامان الینای فرشته هم نینی دار شد من موندم مامان چشم به راه نایسل و ...مامان کن.

+ بازدید : 327
+ نوشته شده در دوشنبه 29 آبان 1391ساعت 21:47 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

دلتنگی شبانه

آقاجونم سلام

الان میدونی چنده اره منم اون گدای همیشگی درت

اقاجون میدونم خیلی دیره

ولی من بجز شماها کسی رو ندارم

من دلتنگ بچمم که هنوز اغوششو حس نکردم

خداجون امروز از زینب شنیدم خواهرش خدیجه بارداره

یعنی میشه این خسته دلم نگاه کنی

اقاجون میدونم خیلی کرم داره ولی قربونت برم

زود کرمتو نشونم بده من طاقت نداره

تو رو قسم میدم به لحظه ای که سقای کربلا ت اغوش مادر سیاه پوشم افتاد دل منو قبل

به پایان رسیدن محرم شاد کن

اماااااااااااااااااا ایست دل نایسل مامانی چشم به راه عاطفه و ... بقیه رو هم شاد کن

خداجون نذار زندگی هیچ کدوممون بهم بریزه بخاطر بچه آمین

+ بازدید : 348
+ نوشته شده در دوشنبه 29 آبان 1391ساعت 1:38 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

دل بریدن

سلام

خدای اسمونا

من هر چقد میخوام شاد بنویسم ولی

همیشه غمگین تر میشم همیشه

خدایا تو ادمای خوبو شاددوست داری ولی من بدم

خدایا قد خودمو خوب نشون بدددددددددددددددددم

بابا من ادممممممممممممممم

خیلی به امید تو

+ بازدید : 313
+ نوشته شده در جمعه 19 آبان 1391ساعت 16:21 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

شاد بودن

سسسسسسسسسسسسلام

جیگری مامانی میدونی چی شده

نمیگمممممممممممممممممممممم من من

من من من من من من من من

میخوام شاد بشم دیگه خصه نخورم میخوام روزا

بگذرونم تا به تو برسیم

خدایا شکرت مامان درآرزوی ملکوت مبتونه باردار بشه

خدایا انشاا... اغوششو براش پر کنی

+ بازدید : 330
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 آبان 1391ساعت 19:47 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

سلام

مامانی گلم خوبی؟

مامان بازم دخترت دلش گرفت

اخه من تا چند وقت باید منتظر نینی باشم

بابا تو که رفتی زندگی برا مامانم روشنی نداره

بابای مهربونم که هر شب به امید این میومدی که نینیتو بغل کنی

ولی قسمت نذاشت

بابا تو رو قسم میدم به جدمون بهم نگاه کن تا نینی منم بیاد.

بابا دخترت کوجولوت دل تنگت شده

بابایی چرا یتیمی انقد سخته

بابایی امام علی بابای یتیما بودم من از یتیمای امام علی ع هستم

یا امام تو رو قسم مسدم به بدن کبود مادرم زهرا بهم قبل روز عید غدیر عیدی یه فرزند سالم و صالح بده

نذار خودمو بخورم و تیکه تیکه کنم

+ بازدید : 594
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان 1391ساعت 16:40 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

سلام ای بزرگ مرد کربلا ابوالفضل عباس ع

سلام ای بزرگ مرد کربلا ابوالفضل عباس ع

سلام ای بی بی کوچکم که قلبت به فراسو ها میرفت

سلام بر لحظه که سقای کربلا از اسبش به زمین میافتاد ولی مادرم زهرا با چادر مشکیش در آغوش کشید

ای مادر تموم یتیما تو که دیدی سقط محسنت رو

ولی من طاقت چیزی رو ندارم

ای زهرای مرضیه تو رو جان حسینت قسم میدم به دوستای من تو نینی وبلاگ نینی سایت

که هر ماه چشم انتظار نی نی هستن دامنشونو سبز

من که فکر نمیکنم بتونم مادر بشم مگر اینکه به منم یه نظر کنید

خدایا تو رو قسم میدم به جگر پاره پاره شده مظلوم عالم عموم امام حسن علیه سلام این ماهم منم مادر بشم

+ بازدید : 280
+ نوشته شده در دوشنبه 8 آبان 1391ساعت 16:50 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

اگه دوستم داری

ای خدای مهربون کربلا اگه منو دوست داری با دادن یه عیدی که اونم پاره تنمه میفهمم بازم دوستمون داری

+ بازدید : 283
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان 1391ساعت 12:56 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

سلام

سلام قطره ای جاری شده از چشم یتیم

سلام ای جگر تیکه تیکه شده امام حسن ع

سلام ای دلی که بی قرار فرزند در خون غلتیده

خداجون من چه گناهی کردم اینجور باید حالم بد بسه

چرا کسی نمیفهمه من بچه دلم میخواد

تو که میگی بچه زوده از دل من چه خبری داری میگی

باباجون کاش دخترت بمیره

بیاد پیش بابای مهربونش که حتی عکشو ندیده

بابایی چرا من باید بخاطر بچه از دیگران حرف و دل زخم نشنوم

بابایی هر کی میاد وبم دائم دل منو کباب میکنه

بابایی میگن زوده ولی از کجا میدونن تو دلم چه خبره

بابا شماها پدر دارین مادر دارین خواهر برادر مگه من کبو داره بجز خدا و همسرم و مادرم

خداجون یعنی میشه نینیم زود بیاد منم با نینم سرگرم بشم

خداجون مگه نگفتی به هر کی عذابی مصیبتی بدم

عوضشو درمیام یه شوهر خوب دادی و من فرزندمو زود میخوام

بابایی چرا من همش تو غصه بخورم خدایا از هر طرفی بهم فشار میاد

مامانم نینی میخواد میگه قبل مرگم ببینم نوه یوسفمو

ای جان بابا ای قربون صورت ماهت برم که لیاقت دبدنشو نداشتم

همه میگن بابام من میگم یوسفم بابای اسمونی من کجایی دلم کباب شد

بابا من چیزی ازت نمیخوام من فقط میخوام یار تو دلی من زود بیاد چون من دارم میترکم میمیرم.

بابا از اینکه بهم میگن بچه بیار خسته شدم بابا

تو رو قسم میدم به جدمون موسی بن جعفر ع از خدا بخواه

یه فرزند سالم و صالح و چشم و دل پاک بهمون بده

خدایا امروزم دلمو یکی با نظرش شکست قطره های مروارید همین جور موقع اذان میرخت پایین

خدا تو رو قسم میگم به عزت و جلال و بزرگیت صدقه سری عموم ابالعباس

یه فرزند سالم و صالح و رشید بهم بده همچون عموم با غیرت

دیگه وب هیچ کس سر نمیزنم زیرش میکنم جوابشو

+ بازدید : 276
+ نوشته شده در دوشنبه 1 آبان 1391ساعت 15:38 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

روضه امام حسین ع

سلام

به روی ماهت

جیگیریم مامان خوبه مادرجون باکوئیت اینجا بود

خیلی خوشحال بود نمیدونم چرا انشاا... با اومدن تو بیشتر شه

مامان فدات بشه نینی گل من

مامان از روز پنجشنبه چلشو بسته

پس مامانو تنها نذاریا چون دوست دارم تو بیای بغلم

وقتی پیش باباییم به خدا میگم

خداجون ما خوشبختیم ولی یه فرشته ناز بهمون بده یا صاحب الزمان نظرکن

امروز صبح مامان دلش گرفته بود نوحه گذاشتم برای امام حسین ع

و بی بی رقیه س

گریم گرفت گفتم یا امام حسین زودی دل منم شاد به بودن نینیمون.

مامانی رفته بودم پنج شنبه حموم چله رو انداختم تو آب گره خرد دومین باری که انداختم گرش باز شد

به دلم افتاد تو راهی داری میرسی به دل مامانی

+ بازدید : 293
+ نوشته شده در شنبه 29 مهر 1391ساعت 15:53 توسط ♥دلــــــنویس♥| |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد